از زمان ژاک روسو تا به امروز، عرصه ادبی فرانسه شاهد ظهور نویسندگانی بوده که به شرح جزییات زندگی خویش می پرداختند و به این ترتیب موجب پیدایش نوع جدیدی از نگارش به نام حسب حال نویسی شدند. نویسنده چنین آثاری، با نگارش شرح حال زندگیش، به دنبال بازسازی حقیقت و هویت واحد خویش می گردد. در کنار این پدیده ادبی، ادبیات فرانسه همچنان شاهد خلق حسب حال نویسی های دیگری بوده که از ساختارهای نامتعارف بهره جسته اند و به واسطه نامی که در سال 1997 توسط دوبروسکی بر آنها نهاده شد، به اتوفیکسیون یا خود تخیل نویسی شهرت یافته اند. مقاله حاضر به پژوهشی در باب این گونه نوشتاری پرداخته و نشان می دهد که چگونه نویسنده می تواند با تکثیر هویتش، حقایق زندگی خود را تخیل گونه به نمایش گذارد. زیرا در اتوفیکسیون، «من» نویسنده به خودی خود حائز اهمیت نیست. پس نوشته اش به آیینه خورده شده ای می ماند که هر تکه از آن، ماجرایی متنی و کلامی از زندگی نویسنده را باز می تاباند. وحدت هویت و «من» نویسنده در هم می شکند. به عبارت دیگر، اتوفیکسیون تصویری تکه تکه شده را نشان می دهد، پس خواندن اثر و درک منسجمی از آن نیز دشوار می گردد. زیرا در این گونه حسب حال نویسی، متن تحت نمایش انکسارات درونی نویسنده، «من» و هویت تکثیر یافته او قرار می گیرد، و منقطع و دارای نقایض بسیاری می شود.